محل تبلیغات شما

1.    1.     بطلان حقوقِ مبتني بر بنيان هاي و مباني باطل


بحث حقوق بشر مبناي بسياري از مداخلات مستکبرين در روابط جهاني است آنها مي گويند ما از حقوق بين المللي انسان ها و بشر دفاع مي کنيم؛ حقي است که اختصاص به يک فرد و جامعه و فرهنگ ندارد بلکه ما مديران جهانيم و بايد از حقوق عامه جهاني دفاع کنيم! البته در حوزه روابط اجتماعي خاص تان مي توانيد يک نظام حقوقي براي خودتان داشته باشيد که ما در آنجا دخالت نمي کنيم. ولي حقوق داخلي تان هم نبايد معارض با حقوق بين المللي باشدحقوق بين الملل غربي، چارچوب فکري و پارادايمي مبتني بر يک بنيادهاي اعتقادي است. بي ترديد حقوق بشر را مبتني بر يک ايدئولوژي و مکتب نوشته اند بنابراين مکاتب، در حقوق بشري که مي نويسند با هم اختلاف پيدا مي کنند. اگر مبناي حقوق بشرشان بنا بر مکتب ما باطل باشد، يعني بنياني که مبتني بر آن، حقوق بشر را تعريف مي کنند و بعد مي خواهند اين حقوق را جهاني کنند از اساس باطل است


2.      2.  معقوليت جهاد براي جلوگيري از بسط حقوق مبتني بر بنيان هاي باطل


براي جهاني سازي اين حقوق يک فرهنگ و نهادهاي بين المللي و ابزار پشتيباني ايجاد مي کنند. اگر اين بنيان حقوق بشري که تصوير مي کنند از اساس باطل باشد و حق در جاي ديگري باشد؛ آيا براي گسترش و بسط آن حق در جهان، حق است که ما جهاد کنيم و نگذاريم آن بنياني را که در جهان گذاشته اند گسترش بدهند؟ يعني مبتني بر يک مبنايي يک تعريفي از حقوق کرده اند که از اساس اين مبنا باطل است. بي ترديد اين دفاع حقي است و لذا به نظر مي رسد که همه ي عقلاي جهان که خودشان را عقلا مي دانند، همين هايي که به حسب ظاهر با خشونت، درگيري و جنگ مخالف هستند و دعوت به صلح جهاني مي کنند اينها خودشان مي گويند، اگر جامعه اي، اهل تمدني، يک فکري و يا يک فرهنگ قومي خواست صلح جهاني ، حقوق بشر و امنيت جامعه جهاني را به خطر بيندازد، شما مي توانيد با آنها مبارزه کنيد و اين جهاد و مجاهده، بر حق است.اگر کسي با بنيان حقوقي اينها در جهان مخالف بود، يعني از اساس آن نظام حقوقي را قبول نداشت و اين نظام حقوقي را نظام باطلي دانست آيا مي تواند در برابر آن مقاومت کند يا براي تغيير آن تا جهاد نظامي پيش رود؟ اين نظام حقوقي بين الملل، محورش در دوره هاي اخير «حق توسعه» شده است يعني جوامع جهاني حق دارند توسعه پيدا کنند البته با همان مفهومي که غرب از توسعه تعريف مي کند. اگر کسي در اين حقِ محوري با آنها مخالف بود و گفت اصلاً حق اساسي بشر اين نيست، حق اساسي، بايد به حق تقرب به خداي متعال و بندگي تبديل شود، يعني حق محوري اي که حول آن حقوق بشر را چيده اند حق اصلي نيست، حق و حقيقت اصلي خدا است و حق اصلي انسان ها حق موحد شدن است، آنها روي اين حق خط کشيده اند و در منشور سازمان ملل چيزي به نام «توحيد» نمي بينيد. اگر هم گفته مي شود آزادي عقيده و عقايد محترم است؛ اولاً اين حق را در کنار بقيه حقوق قرار مي دهند و در موازنه با ساير حقوق ملاحظه مي کنند، ثانياً مقصودشان اين نيست که انسان حق دارد موحد باشد در حالي که از منظر ما، اين حق انسان است و توحيد در عالم، حقيقت است، مدار حق را به حضرت حق برنمي گردانند؛ بلکه مي گويند انسان حق دارد هر طوري مي خواهد بينديشد و اين مربوط به حوزه خصوصي خود اوست و حق خود اوست، بنابراين عقيده به تبع انسان محترم مي شود نه اين که توحيد ابتداء محترم باشد.


3.       3. حقوق اجتماعي غربي ختم به دنياپرستي مي شود


اين حقوق اجتماعي که براي ملت ها و جامعه جهاني تعريف مي کنند، خروجي و نهايتش کجاست؟! مي خواهند اين حقوق به کجا ختم شود؟ پايانش توسعه اي است که آنها تعريف مي کنند؟ اگر کسي در اين پايان با آنها مخالف بود و اين را حق نمي دانست، چه بايد کرد؟ هدفي را که آنها از اين حقوق جهاني تعريف مي کنند، هدف باطلي است که ختم به دنيا پرستي است.درگيري با اين نظام حقوقي، مبارزه ي همه جانبه براي جلوگيري از تحقق اين نظام در جهان، دفاع حقي است ولو به کشتن و کشته شدن ختم شود. اين هماني است که امام خميني(رحمه الله عليه) مي گفتند که تا ظلم هست مبارزه هست و تا مبارزه هست اسلام هست و تا اسلام هست ما هستيم.


4. نتيجه: حقوق مدرن، استقرار ولايت طاغوت


فرايند درک از نظام حقوقي هم در دستگاه تاريخي و اجتماعي شکل مي گيرد. اين گونه نيست اين نظام حقوق بشري که نوشته اند يک نظام حقوق بشر واقعي باشد و حالا مي خواهند با ما تفاهم کنند بلکه مي خواهند عقل عملي جمعي در بستر جامعه جهاني ايجاد کنند. يعني عقل عملي جامعه جهاني را مديريت کنند که در حقوق به يک اجماع بشر برسند. نه اين که بخواهند يک درک واحد مطابق با واقع از حق بشر پيدا بشود. اصلا بحث بر سر درک واحد مطابق با واقع نيست. يک نظام حقوق بشري در يک فرايند مديريتي توليد شده است که روحش توحيد نيست. روح نظام حقوقي يا توحيد (لا اله الا الله) است يا شرک. آن ها که با صداي بلند مي گويند، اين حقوق سکولاريستي است. حقوق شهروندي آن ها هم همين طور است. يک نظام حقوقي را مبتني بر يک دستگاهي توليد کرده اند؛ بعد در يک فرايند مديريت شده مي خواهند جامعه جهاني را نسبت به آن نظام به اجماع برسانند

خلاصه طرح مطالعاتي استراتژي توسعه صنعتي كشور مسعود نيلي

به مناسب هفته افشاي حقوق بشر غربي

تبيين و تعميق مولفه هاي صنعت موضوعاً براساس فلسفه شدن اسلامي د

مي ,حق ,حقوق ,يک ,جهاني ,بشر ,مبتني بر ,مي کنند ,حقوق بشر ,از اساس ,از حقوق

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
الان بخر تحویل بگیر هنروطبیعت ما زنده به آنیم که آرام نگیریم/موجیم که آسودگی ما عدم ماست دانلود کتاب بازاریابی بین الملل دکتر میرزا حسن حسینی Hallie طبيعت گردشگري